محمد قنبرى

136

شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )

اين بود اجمالى از اجتهاد در مسلك اخبارى محض . صاحب فوائد مدنيه و پيروان او را مىتوان فى الجمله از طرفداران اخباريت ناب به شمار آورد . در اين ميان برخى از ديدگاه‌هاى اخبارى هست كه از اخباريت محض فاصله گرفته و به روش اصولى نزديك شده و به گونهء متعادل نظر داده . علاوه بر اين در علماى اخبارى برخى استنباط از قرآن را به طور مطلق بدون شروطى كه اخباريت محض قائل است ممكن مىدانند . صاحب حدائق كه خود يك اخبارى معتدل و يا يك اصولى داراى گرايش اخبارى است در كتاب حدائق الناضره گويد : در ميان اصحاب اصولى ما اختلافى در عمل و استناد به كتاب در احكام شرعيه نيست ، حتى اين‌كه گروهى از آنان در آيات مربوط به احكام فقهى كه به پانصد آيه نزدشان مىرسد ، كتاب‌هايى تصنيف كرده‌اند . « 1 » اما اخباريان بنا بر آنچه ما از گفته‌هاى متأخرين آنان آگاه شده‌ايم در افراط و تفريط نظر داده‌اند ، برخى هرگونه دريافتى از قرآن را جز به تفسير اصحاب عصمت عليهم السلام منع كرده ، حتى فهم مثل « قل هو اللَّه احد » را مشمول منع قرار داده‌اند . برخى ديگر تفسير قرآن را تجويز كرده تا آنجا كه به نوعى ادعاء مشاركت با اهل عصمت عليهم السلام در تأويل مشكلات و تأويل مبهمات قرآن نزديك شده‌اند . 3 . مسلك اجتهاد نقدى اين مسلك كه به نظر حقير رسيده ، مانند دو مسلك ديگر در راستاى اكتشاف قرار دارد و در پى به دست آوردن احكام شرعى از راه‌هاى مطمئن استنباطى است ، راه‌هايى كه در فرجام بايد امضاى شرع را به عنوان پايه ارزش ، با خود داشته باشند . هر كدام از سه ديدگاه نامبرده راهى كلى براى رسيدن به احكام و وظايف فقهى است و از اين‌رو از هم بيگانه و جدا نيستند . تمايز آنها مانند تمايز راه‌هاى گوناگونى است كه در آخر به يك مقصد مىانجامند . تمايز تنها در مختصات آنها به عنوان مختصات طرق مختلف مىتواند ملحوظ

--> ( 1 ) . حدائق الناظرة ، جزء اول از طبع جديد در مقدمه سوم از مقدمات دوازده گانهء كتاب .